جايگاه و پايگاه اجتماعي معلمان
حميد رضا حاجي بابايي وزير آموزش و پرورش، در آخرين اظهار نظرش گفت: حضورم در آموزش و پرورش براي تغيير مصاديق نبوده، بلكه هدف از اين حضور، تغيير نگاه به آموزش و پرورش و معلمان بوده است... هدف تحول بنيادين آموزش و پرورش، تغيير نوع نگاه به معلمان است. (خبرگزاري فارس21 بهمن1391) با شنيدن گفتههای وزير چند سوال ممكن است در ذهن شنونده شكل بگيرد. 1- نگاهها به معلمان در حال حاضر چگونه است كه بايد تغيير كند؟ 2- نگاه به پايگاه اجتماعي (قشر) معلمان در جامعه از چه عواملي تاثير میپذيرد؟ 3- چگونه میتوان پايگاه اجتماعي قشر معلمان را در جامعه تغيير داد؟ 4- آيا وزارت آموزش و پرورش به مديريت حاجيبابايي توانسته است نوع نگاههای جامعه به معلمان (پايگاه اجتماعي معلمان) را تغيير مثبت دهد؟ تغيير نگاهها به معلمان كه مد نظر وزير است باید يك تغيير مثبت از وضعيت موجود به وضعيت مطلوب باشد، يعني به نظر ايشان بايد پايگاه اجتماعي معلمان از يك مرتبه پايينتر در جامعه به مرتبه اي بالاتر ارتقا پيدا كند. بنابراين میتوان گفت كه پايگاه اجتماعي معلمان در جامعه از نظر وزير مطلوب نيست و بايد تغيير كند. شايد همه معلمان و بیشتر جامعه در اين نكته با ايشان هم نظر باشند كه نگاهها به جايگاه معلمان مطلوب نيست و بايد بهتر شود. در اين مورد به ندرت میتوان كسي را يافت كه با گفته و نظر وزير مخالف باشد. نگاه جامعه به يك گروه، طبقه يا قشر اجتماعي و ارزش گذاري آنها، نتيجه دسترسي و در اختيار داشتن سه عامل ثروت، درآمد و قدرت توسط گروهها و اقشار اجتماعي است. جامعه با توجه به اينكه يك گروه اجتماعي چه ميزان به اين عوامل دسترسي دارد، براي آن گروه جايگاهي در سلسله مراتب جامعه در نظر میگيرد. در واقع پايگاه اجتماعي افراد و گروههاي اجتماعي- از جمله معلمان- به ميزان در اختيار داشتن ثروت، قدرت و درآمد بستگي دارد. با افزايش يا كاهش دسترسي هر فرد يا گروهي به هر يك از اين شاخصها، میتوان انتظار داشت كه پايگاه اجتماعي آن فرد يا گروه نيز دچار تغيير شود. به زبان سادهتر اگر گروهي بتواند ثروت، درآمد و قدرت بيشتري به دست بياورد، در نگاه افراد جامعه جايگاه بهتري كسب میكند و اگر بالعكس داشتههای خود را از دست بدهد، در نگاه جامعه نيز نزول خواهد كرد. معلمان نيز از اين قاعده مستثني نيستند. هر زمان كه ثروت (داراييهایی كه میتوانند به پول تبديل كنند)، درآمد(پولي كه به عنوان حقوق دريافت میكنند) و قدرت (توان تاثير گذاري و كنترل بر ساير افراد و گروهها) معلمان افزايش يابد، به دنبال آن پايگاه اجتماعي معلمان نيز بهتر و در نتيجه نگاهها به قشر معلمان بهتر میگردد و بر عكس با كاهش دسترسي معلمان به شاخصهای ذكر شده،پايگاه اجتماعي آنها نزول پیدا كرده و نگاه به اين قشر تغيير منفي مینمايد. براي افزايش پايگاه اجتماعي و تغيير نوع نگاه جامعه به معلمان در جهت مثبت و مطلوب، باید در شاخصهای (ثروت، درآمد، قدرت) تغييري بهوجود آورد كه پيامد حتمي آن تغيير در پايگاه اجتماعي و نوع نگاه جامعه به معلمان است. با استفاده از ميزان تغيير اين شاخصها در دوره وزار ت حاجي بابايي میتوان عملكرد ايشان را بهتر مورد بررسي و ارزيابي قرار داد. آيا وزارت آموزش و پرورش بهطور اخص و دولت بهطور اعم توانستهاند به اهداف ذكر شده توسط وزير دست پيدا كنند و تغييري در پايگاه اجتماعي معلمان بهوجود آورند يا خير؟ آيا برنامهها و عملكرد وزير آموزش و پرورش به ارتقای جايگاه معلمان كمك كرده است؟ آيا برنامههای وزير باعث شده است درآمد معلمان با توجه به وضعيت تورمي جامعه افزايش پيدا كند؟ آيا برنامهها و عملكرد ايشان به افزايش ثروت معلمان كمك كرده است؟ آيا اين اهداف و برنامهها قدرت تاثيرگذاري معلمان در قالب تشكلهای صنفي را بر گروه هاي سياسي و اجتماعي جامعه بيشتر كرده است؟ اين برنامهها و عملكردها بهطور كلي نتوانسته است كمكي به تغيير جايگاه معلمان در جامعه بنمايد. براي اثبات اين ادعا نياز به دلايل بسيار نيست. مقايسه ميزان قدرت خريد معلمان با چند سال پيش- ميزان حقوق دريافتي معلمان و ارزش اين حقوق در مقايسه با قيمت كالاها و سادهتر از آن، دیدن و شنيدن گفتوگوهاي بين معلمان در مدارس كه تجربه هر روزه نويسنده و بيشتر معلمان مدارس میباشد،اين مطلب را تاييد مینمايد. در بررسي شاخصهای سه گانه تاثير گذار بر جايگاه معلمان در ساختار جامعه، از نظر ميزان داشتن ثروت و درآمد معلمان مشخص است، معلمان به چه وضعيتي دچار شدهاند. در رابطه با شاخص سوم يعني قدرت نيز اينگونه است. هر گروه اجتماعي و بهخصوص معلمان قدرت تاثيرگذاري بر جامعه را به وسيله تشكلهای صنفي و رسانههایی كه در اختيار دارند اعمال میكنند. در نبود يك تشكل صنفي براي پيگيري حقوق افراد آن صنف و يك رسانه براي اطلاع رساني بين اعضاي گروه چگونه میتوان به اين هدف دست يافت. وضعيت تشكل صنفي معلمان و رسانههای آنان در دوره وزارت جناب حاجي بابايي نسبت به قبل بهتر نشده است.


