انتشار شماره‌های جدید مجله جامعه‌شناسی ایران


شماره‌های4 سال نود (زمستان)، 1و 2 سال نود و یک (بهار و تابستان)، 3سال نود و یک (پاییز) مجله علمی- پژوهشی جامعه‌شناسی ایران با مقاله‌های زیر منتشر شد. این مقاله‌ها روی وب‌سایت انجمن جامعه‌شناسی ایران در دسترس علاقمندان می‌باشد.

شماره 4، زمستان 1390

  • نقش طبقه متوسط جدید در مطالبات مردم‌سالارانه دوره پهلوى/ حسین رحمت‌الهى، سید شهاب‌الدین موسوى‌زاده
  • سى‌ودو واقعه برجسته انقلاب اسلامى در تهران/ محمدحسین پناهى
  • بازنمایى‌هاى فرهنگى اتوموبیل به‌مثابه توسعه، ویرانى و عشق/ محمدامین قانعى‌راد     
  • تنبلى اجتماعى و عوامل مؤثر بر آن/ محمدرضا جوادى یگانه، مجید فولادیان
  • برآورد حجم بهینه نمونه در مدل‌هاى معادله ساختارى و ارزیابى کفایت آن براى پژوهشگران اجتماعى/ وحید قاسمى
  • نظریه‌سازان پسامدرن جامعه‌شناسى در فرانسه: کالج جامعه‌شناسى، ادگار مورون، میشل مافزولى، برونو لاتور/ اشتفان موبیوس، ترجمه کرامت‌الله راسخ

برای دریافت فایل این شماره مجله اینجا را کلیک کنید.

 شماره 1 و 2، بهار و تابستان 1391

  • کاربست تجربى نظریه یادگیرى اجتماعى ایکرز در مطالعه رفتارهاى وندالیستى دانش آموزان/ اکبر علیوردىنیا، حمید حیدرى
  • بررسى تأثیر محرکهاى تنش‌زا و حمایت اجتماعى در خانواده بر تعارض خانواده با کار (مورد مطالعه: زنان شاغل ادارات دولتى شهر اهواز)/ سید عبدالحسین نبوى، مرضیه شهریارى
  • جرمشناسى فرهنگى و مسئله جوانان/ محمد سعید ذکایى
  • ارزشهاى دموکراتیک نسل‌ها :مطالعه موردى در شهر سارى/ محمد فاضلى، میترا کلانترى
  • جامعه مدنى در مقابل رژیمهاى تمامیت‌خواه؛ تحلیل جامعه‌شناسانه رویکردهاى اروپاى شرقى به جامعه مدنى/ محمدتقى سبزه‌اى
  • نقش حافظه جمعى در بروز منازعات قومى/ على‌اصغر داودى
  • ارائه چارچوبى بدیل براى ارزیابى تکوین ملت ـدولت(نقد و بررسى دیدگاه حمیدرضا جلائى‌پور)/  فرهاد نصرتى‌نژاد

برای دریافت فایل این شماره مجله اینجا را کلیک کنید.

 شماره 3، پاییز 1391

  • فروید و آلتوسر: جنبه‌های جامعه‌شناختی روان‏کاوی/ آرش حیدری            
  • دین‏داری و گفتمان تلویزیونی در ایران/ عباس کاظمی، مرتضی پرویزن
  •  بررسی روحیه مشارکت جویی دانشجویان و عوامل موثر بر آن (مطالعه موردی: دانشگاههای آزاد اسلامی منطقه هفت کشور)/ طیبه بلوردی، زهیرمصطفی بلوردی
  • بررسی رابطه سرمایه اجتماعی و میزان احساس امنیت اجتماعی در شهر یزد/ راضیه ذاکری‌هامانه، سیدعلیرضا افشانی، عباس عسکری‌ندوشن           
  • مطالعه مقایسهای زندگی روزمره در پارک‌های شهری: پارک‏های تهران و کرمان/ پرویز اجلالی، ریحانه انجم شعاع
  • بررسی کیفیت زندگی شهری: مدلی برای سنجش و رتبه بندی استان‏ها‏ی ایران با استفاده از تحلیل خوشه‏ای/ احمد موذن، محمدباقر علیزاده اقدم
  • مرور و معرفی کتاب طرد اجتماعی: علل و پیامدهای کوتاه‌مدت و بلندمدت/ مهدی ابراهیمی      
برای دریافت فایل این شماره مجله اینجا را کلیک کنید

زمان مکان و نظریه اجتماعی- آنتونی گیدنز

غلامرضا مقدم

در این خلاصه سعی شده آراء گیدنز با تاکید بر زمان و مکان مورد بررسی قرار گیرد. نخستین بار گیدنز با انتشار اثر خودش با نام مسائل محوری نظریه اجتماعی1 در سال 1979 قصد خود را مبنی بر گنجاندن زمان و مکان در نظریه اجتماعی اعلام کرد. همه کارهای بعدی گیدنز به خصوص آثاری چون نقدی معاصر بر ماتریالیسم تاریخی(1981تاسیس جامعه (1984 دولت- ملت و خشونت (1985 پیامدهای مدرنیته و هویت شخصی(1991همگی بصیرت هایی را که ابتدا در مسائل محوری مطرح شده بودند از نو مطرح بازخوانی و گسترش داده اند.

بنابراین نمی‌توان مفاهیم اساسی نظریه ساختیابی و مضامین اصلی مطالعات موضوعی گیدنز را بدون ارجاع به مفاهیم زمان و مکان تشریح و فهم کرد.

متاسفانه در ایران با درک ناقص و بعضاً سطحی از زمان و مکان گیدنز انرا در حد یک جمله از جاکندگی زمان و مکان در عصر حاضر تقلیل دادهاند. امید است این نوشته با استفاده از منابعی که در انتها میآید کمکی باشد در رفع یک چنین خلایی، البته ناگفته نماند این نوشته قطعاً به تنهایی نخواهد توانست درک صحیح و عمیق مفاهیم زمان و مکان گیدنز را بدون مطالعه منابع اصلی در این زمینه جبران نماید.

در اغازین گام، گیدنز برای مطرح کردن زمان و مکان در نظریه اجتماعی، خود میگوید که هیچ چیز پیش پا افتادهتر از این ادعا به نظر نمیرسد که بگوییم فعالیت اجتماعی در زمان و مکان اتفاق میافتد. اما با تمام این وجود، نه زمان و نه مکان وارد کانون نظریه اجتماعی نشده‌اند بلکه همواره این دو مقوله بیشتر به عنوان محیط‌هایی که در آنها کردار اجتماعی انجام میگیرد به شمار آمدهاند. به همین دلیل از نظر گیدنز اکثر نظریههای اجتماعی نه تنها زمانمندی کردار اجتماعی بلکه خواص مکانی آن را نیز نتوانسته اند به صورت جدی در نظر بگیرند....

ادامه نوشته

مفاهیم و عناصر اصلی سازنده نظریه های جامعه شناسی


نظریه کارکردی

 

جامعه سیستم ناشی از گروههای در حال تعاون

طبقه اجتماعی موقعیت هم سطحی از افراد که درآمد و شیوه زندگی یکسانی دارند که در اثر نقش های مختلف و انتظارات افراد و گروه ها ایجاد شده است

تغییر اجتماعی غیر قابل اجتناب در یک جامعه پیچیده،تا حد زیادی به خاطر مشارکت های مختلف گروههای مختلف

نظم اجتماعی از طریق جریان نهاد سازی و درونی کردن فرهنگ

ارزش ها اجماع روی ارزش های مشترک،جامعه را متحد می کند

نهادهای اجتماعی ارزش های مشترک و وفاداری را ترویج می کند،مانند مدارس و وسایل ارتباط جمعی که باعث وحدت جامعه می شود

قانون و دولت قوانینی را اجرا می کند که نشان دهنده وفاق ارزشی جامعه است

سطح تحلیل کلان

بنیان گذاران دورکیم،پارسونز و مرتن

موقعیت فرد اجتماعی شده برای تحقق کارکردهای اجتماعی

اساس کنش متقابل اجماع بر ارزش

تمرکز مطالعه نظم اجتماعی

سطح ساخت اجتماعی

 

نظریه تضادی

 

جامعه سیستمی نا استوار از گروه های مخالف

طبقه اجتماعی گروهی از مردم که در علایق اقتصادی و قدرت شریک اند،به خاطر موفقیت گروهی در استثمار دیگران به وجود آمده و توسعه یافته است

تغییر اجتماعی ضروری به خاطر اختلاف قدرت،قابل اجتناب از طریق نظم بخشی مجدد سوسیالیستی جامعه

نظم اجتماعی به وسیله اجبار سازمان یافته طبقات مسلط حفظ می شود

ارزش ها علایق متضاد جامعه را تقسیم می کند.سراب وفاق ارزشی به وسیله طبقات مسلط حفظ می شود

نهادهای اجتماعی ارزش های مشترک وفاداری را ترویج می دهند که ار امتیازات ویژه حفاظت می کند

قانون و دولت قوانینی را اجرا می کند که به وسیله طبقات مسلط برای حفظ امتیازاتشان تحمیل شود

سطح تحلیل کلان

بنیان گذاران مارکس،میلز و دارندروف

موقعیت فرد به واسطه ی قدرت،اجبارو سلطه شکل داده می شود

اساس کنش متقابل قدرت،تقابل و محدودیت

تمرکز مطالعه ساخت اجتماعی

سطح تغییر و تقابل اجتماعی

 

 

 

کنش متقابل نمادی

 

جامعه سیستمی از کنش و واکنش

طبقه اجتماعی افراد با موقعیت اجتماعی و ارتباط با یکدیگر

تغییر اجتماعی متاثر از موقعیت اجتماعی و ارتباط با یکدیگر

نظم اجتماعی درک مشترک از معانی و انتظارات

ارزش ها درک مشترک از معانی و انتظارات

نهادهای اجتماعی مفاهیم و معانی مشترک را ترویج می دهند

قانون و دولت قوانینی که مورد توافق کنشگران است

سطح تحلیل خرد/كلان

بنیان گذاران مید،کولی و گافمن

موقعیت فرد رابطه بین کنشگران

اساس کنش متقابل معانی مشترک

تمرکز مطالعه کنش متقابل

سطح از طریق نماد ها معنی می یابند و دنیای اجتماعی را از طریق کنش متقابل می سازند

 

فلسفه تاریخ از دیدگاه ابن خلدون

      سارا اميري

" ابن خلدون " توجه خاصی به سیر تاریخی حوادث داشته است . به نظر او این نکته که یک پدیده در طول زمان جایگاه ثابتی ندارد ، مورد غفلت مورخان واقع شده و منشاء اشتباهات فراوانی در آثار آن ها گردیده است . وی تحول حاصل شده در پدیده های اجتماعی زمان خویش را یکی از دلایل ضرورت نگارش علم تاریخ جدید می داند وهدفش از علم تاریخ نوین همانا روشن نمودن تطور کشورها ونژادها وعادات و مذاهب است وآن را به صورت یک قانون عمومی بیان می کند1 . او در باره فن تاریخ برآن است که تاریخ در ظاهر بیش از خبرهایی چند از روزگاران گذشته و دولت ها نیست ، لکن بیشتر کسانی که در این فن مطالبی به رشته تحریر در آورده اند ، راه خطا پیموده اند و حوادث بی ارزش را یاد کرده واز وقایع مهم غفلت ورزیده اند2 .

"جورج ریتزر3" جامعه شناس معاصر دراین زمینه معتقد است " ابن خلدون " درخطابه هایش درباره جامعه و جامعه شناسی که با استقبال خوبی روبه رو شده بود ، براهمیت پیوند اندیشه جامعه شناختی و ملاحظات تاریخی تاکید می ورزید 4. در واقع " عبدالرحمن " ، تعریفی کاملا" جامعه شناختی از تاریخ ارائه میکند ، " گاستون برتول " در کتاب " تاریخ جامعه شناسی " از قول او مینویسد"

" موضوع واقعی تاریخ شناساندن وضعیت اجتماعی انسان یعنی تمدن ونیز آموختن پدیده هایی است که به طور طبیعی بدان وابسته اند ، از جمله دانستن زندگی وحشی ، ملایم شدن آداب و رسوم ، روحیه خانواده وقبیله ، تفاوت برتری هایی که ملل بر یکدیگر پیدا کرده اند که خود موجب گذراندن زندگی اند،علوم ، هنر وبالاخره تمام تغییراتی که ماهیت اشیاء میتواند برپیکراجتماع وارد سازد5 .

"ابن خلدون " درک هرموضوع ومطلبی را مستلزم تحقیقی میداند که از معلومات خارجی گذشته یا از راه تجربه شخصی حاصل شده است ، بدین معنی که در ماوراء معلومات ظاهری ، اساسی معقول وباطنی نهفته شده که چنانچه درست شناخته شود ، ظاهرپدیده ها را نیز به خوبی قابل فهم میسازد . پس به نظر "ابن خلدون " اگر بخواهیم تاریخ را به درستی درک کنیم باید از راه ها و روش هایی استفاده کنیم که درعلوم دیگر به کارمیبریم .

بنابراین دیدگاه ابن خلدون به تاریخ به عنوان علمی که دارای اصول وروش قابل تحقیق ، بررسی و نقد ارزیابی است نه نوعی ادبیات همراه با حکایات و داستان های سلاطین و پادشاهان همراه با اوهام بو خرافات ، هرچند که تاریخ وتاریخ نگاری تا قبل از او عاری از هرگونه روش وعلت یابی وتبیینی بوده توگویی که تاریخ انبانی از وقایع وحوادث متفاوتی است که بدون ربط منطقی روی هم انباشته شده است در حالی که عبدالرمن تاریخ را اخبار اجتماع انسانی دانسته ودرباره آن می آورد ، تاریخ ، اندیشه وتحقیق درباره حوادث ومبادی آن ها وجست وجوی دقیق برای یافت علل آن هاست وعلمی است درباره کیفیات وقایع و موجبات وعلل حقیقی آن ها وبه همین سبب تاریخ از حکمت سرچشمه میگیرد وسزاست که از دانش های آن شمرده شود6.

پس نگرش ابن خلدون به تاریخ رهیافتی نو وجدید است ، روی کردی که تا آن زمان کسی آ« را در تاریخ به کار نگرفته بود واین عبدالرحمن است که از نقل وحوادث تاریخی وارزیابی و نقد وتحقیق آنها موفق به کشف قوانین ودرک سیر حرکت تاریخ وپیش بینی وقایع میشود درنتیجه ابن خلدون نخستین بار تفاوتی میان پدیده های طبیعی و اجتماعی قایل نمیشود وهردو را تابع ضابطه وقانون و روش معرفی می کند ومی آورد: " فن تاریخ را روشی است که هرکس بدان دست نیابد وان را سودهای فراوان وهدفی شریف است چه این فن ما را به سرگذشته ها وخوی های ملت ها وسیرت ها پیامبران ودولت ها وسیاستهای پادشاهان گذشته آگاه می کند وبرای آن که جوینده آن را درپیروی از این تجارب ودراحوال دین ودنیا فایده تمام نصیب گردد7."

وی معتقد است که تاریخ نویسان ازاین شناخت غافل مانده اند وبه اطلاعات ناصحیح ونادرستی تکیه کرده اند که این امر باعث خطا وانحراف ایشان گردیده ، ازسوی دیگر ، به نظر او مورخان فقط اخبار سلاطین و وزیرانی که آثار ویادگارهای مهم بجا گذاشته اند را مورد بررسی قرارمیدهد . درصورتی که تاریخ عبارت از ذکر اخبار واحوال خاص یک عصر یا یک نسل است8 . عبدالرمن خطاها ولغزش های تاریخ نگاران را این چنین بیان می کند:

1-پیروری وتبعیت از آراء ومذاهب دیگران یعنی همان امری که مانع حقیقت بینی تاریخ نویسی میشود.

2-اطمینان به ناقلان و راویان اخبار بدون بررسی اخبار ایشان .

3-تقرب جویی ونزدیکی به صاحبان مقام یا مدح وثنای آن ها .

4-جهل به تطبیق احوال بروقایع ، زیرا هرزمانی را حالات وموقعیت هایی است مخصوص که با موقعیت ها وحالات زمان دیگر تفاوت داردو خطاست که دو زمان وموقعیت های آن دو را درهم می آمیزیم9 .

جان کلام آن که تاریخ در اندیشه ها و آراء ابن خلدون حوادثی منفصل ومنفک از هم نیست بلکه یکنوع ارتباط وپیوستگی و محدود شدن در شرایط زمان ومکانی در میان حوادث تاریخی را درنظر گرفته و ارتباط وعلیت حوادث را باز می یابد . او معتقد است چنانچه درحوادث تاریخی تنها به نقل وقول های مورخان ، اعتماد وتکیه شود وبه روابط میان پدیده ها و رویدادها و طبیعت وحالات و تغییرات ودگرگونی های بشری ملاحظه نشود وحال گذشتگان با نمونه های واقعی معاصرین مقایسه نگردد و وضع آینده با گذشته  تخمین زده نشود ممکن نیست که انسان از خطا واشتباه در مطالعات تاریخی در امان باشد واز جاده حق وحقیقت منحرف نگردد.

از نظر او تاریخ همراه با روش تحقیق ومطالعه است وبه همین جهت تاریخ ، علمی مستقل ودارای روش وموضوعی خاص خود میباشد . زیرا به زعم وی هر حادثه ای علت خاص دارد که در ارتباط با آن پدید آمده است وقانون علیت شامل همه پدیده های طبیعی واجتماعی است و زمانی که علل را شناختیم میتوانیم معلول را پیش بینی کنیم وبشناسیم .

نقد تئوری عصبیت ابن خلدون

امروزه جامعه شناسان تئوری " عصبیت " ابن خلدون  را بشدت مورد انتقاد قرارداده و معتقدند که این تئوری ( عصبیت ) جدا" تنگ نظرانه است وهرگز شامل جامعه هایی بمانند یونان وروم با جامعه های جدید نمیشود ، بلکه تنها در مورد جامعه های قبیلگی که درصحراها زندگی میکنند وبه جهان خارج راهی ندارند ، شامل است برخلاف جامعه های شهرها و تمدن های گوناگون که در یک افق باز و روابط آزاد با همدیگر زندگی می کنند ، حتی در مورد جامعه های بسته مثل جامعه های ابتدائی ضرورت ندارد که دروحدت وانسجام خود مبتنی بر یکنوع عصبیت خونی وقوم و خویش باشد ، بلکه در آن جامعه ها ، یکنوع رابطه دیگری مطرح است که امروزه به آن رابطه توتمی می گویند یعنی انتساب اعضای قبیله بایک ارتباط معنوی به یک پدر خرافی چه حیوان وچه درخت بنام Totem ویا سمبلی از مظاهر طبیعت .طبیعی است که رابطه در توتمیسم ، رابطه معنوی است ونه خونی .

به عقیده صاحبنظران ، اشتباه ابن خلدون از آنجا ناشی است که او معنی عصبیت و همبستگی را تنها در رابطه خون ونسب ، منحصر میداند ، درحالیکه حتی خود ابن خلدون عصبیت وهمبستگی را فراتر از این رابطه ( خون ونسب ) تفسیر می کند و توجیه مینماید و گاهی از فروعات ( عصبیت وهمبستگی ) روابط دیگری را نیز مطرح می کند که از اهمیت بیشتری برخوردارند . " عصبیت " در پیش ابن خلدون تنها درعامل همبستگی و جذب و کشش ، معنی می دهد.

1 مقدمه جلد پنجم طول فلسفه و روش رئالیسم ، صفحه 12

2 تفصیل این مطالب ارزنده را در مقدمه جلد پنجم طول فلسفه بخوانید.

عصبیت ( همبستگی ) به نظر ابن خلدون نوع خاصی از روابط اجتماعی است در واقع عصبیت ، عاملی است که سبب همبستگی گروهی پیوسته است که در میان آنها یک نوع عاطفه ، حمایت وتعاون وهمکاری وهمیاری احساس می کنند که در هنگام هجوم مخالف به تعبیر ابن خلدون به ممانعت ومدافعت پردازند.

1 - غلامعباس توسلي ، نظريه هاي جامعه شناسي ، ص 94

2 - آلبرت نصري نادر ، برداشت و گزيده اي از مقدمه ابن خلدون ، ترجمه محمد علي شيخ ، انتشارات دانشگاه شهيد بهشتي ، تهران ، 1363 ، ص 11

3 - جورج ريتزر ، نظريه جامعه شناسي در دوران معاصر ، ص 8

4 -Georg Ritzer

5 - گاستون بوتول ، تاريخ جامعه شناسي ، ص 2-21

6 - عبد الرحمن بن خلدون ، مقدمه ابن خلدون ،‌ص 59

7 - عبد الرحمن بن خلدون ، مقدمه ابن خلدون ،‌ص 13

8 - آلبرت نصري نادر ، برداشت و گزيده اي از مقدمه ابن خلدون ، ص 14

9 - عبد الرحمن بن خلدون ، مقدمه ابن خلدون ،‌ص 65

مفاهیم اساسی پدیدار‌شناسی

حامد محمدي

 Phenomenology  اصطلاحی فلسفی است. هوسرل مدعي بود كه پدیدارشناسی به عنوان يك نهضت تنها راه صحیح فلسفه ورزی است. پديدارشناسي به عنوان يك نهضت فلسفي در آراء و افكار هوسرل شكل مي گيرد.

1) مفهوم آگاهی یا وجدان؛ مفهوم آگاهی در پدیدار‌شناسی هوسرل، آگاهی به چیزی است که شامل فرآیند آگاه بودن و موضوع آگاهی است که به صور گوناگون مانند به خاطر آوردن، درک کردن، فهمیدن و ارزیابی کردن ظاهر می‌شود.

2) نیت‌دار بودن یا جنبه ارادی آگاهی انسان (قصدمندی)؛ ساده‌ترین تعریف قصدمندی آن است که بگوییم هیچ آگاهی وجود ندارد مگر آنکه به سوی شیئی هدایت شود. به عبارت دیگر، آگاهی از چیزی مطرح است، نه آگاهی به طور مطلق.

3) نگرش طبیعی؛ کنش‌گران پیوسته در فراگرد فعال و بسیار پیچیده‌ای از سامان بخشیدن به جهان درگیرند، با این همه آن‌ها غالبا نمی‌دانند که دارند جهان اجتماعی‌شان را سامان می‌بخشند و از همین روی در مورد این جهان تردید روا نمی‌دارند. به نظر هوسرل این همان قضیه کلی "دیدگاه طبیعی" است. هوسرل این دیدگاه طبیعی را مانع کشف فراگردهای پدیده‌شناختی می‌دانست. عناصر بنیادی آگاهی از دید کنش‌گران پنهانند و پدیده‌شناسان اگر نتوانند بر رویکرد طبیعی‌شان غلبه کنند، نمی‌توانند این عناصر را کشف کنند. چنین معرفتی زمانی حاصل می‌شود که آنچه را معمولا فرض می‌کنیم می‌دانیم، کنار بگذاریم و فرایند شناخت آن را دنبال کنیم. این کنار گذاشتن معرفت‌مان گاهی اوقات تقلیل پدیدار‌شناسی و گاهی در پرانتز قرار دادن یا تعلیق وجود (اپوخه: Epoche) نامیده می‌شود.

4) مفهوم جهان زندگی؛ جهان زندگی، حیات روزمره ما در این جهان است که در خلال آن خود را در هر لحظه زندگی خویشتن می‌یابیم. تجربه ما از این جهان (روزمره زندگی) یک ادراک ساده و غیرعلمی است که مقدمه و مبنای علم تحقیقی است.

5) ذهن مشترک یا میان‌ذهنیت؛ روابط میان‌ذهنی عبارت از فرایندی است که فرد نیات، اهداف و معانی اعمال و کنش‌های خود و دیگران را مبنای روابط متقابل خود قرار می‌دهد. ارکان روابط میان‌ذهنی عبارت‌اند از:

- فهم: به معنی درک و تفسیر انسان از نیات و اهداف خود و دیگران است.

- ساخت فرهنگی یا جهان حیاتی: مفهوم جهان حیاتی از نظر شوتز، چهارچوب فرهنگی و ازپیش تعیین‌شده زندگی اجتماعی و تاثیر آن بر افکار و کنش‌های دیگران را دربر می‌گیرد. این چهارچوب، از نظر زمانی پیش از ما وجود داشته و بعد از ما نیز وجود خواهد داشت. این چهارچوب، مسیر‌های کنش از پیش آماده‌شده، راه‌حل‌های مسایل و تفسیر‌هایی از جهان اجتماعی و نظایر آن را در اختیار کنش‌گران می‌گذارد. بنابراین جهان حیاتی تمامی نمونه‌سازی‌هایی را شامل می‌شود که همه تجارب، دانش و کردار انسان‌ها بر پایه آن‌ها استوارند.

6) جهان فرهنگی؛ از دیدگاه هوسرل، فرهنگ، ترکیب ذهنیت‌های متعالی است از تجربیاتی که همه افراد فهمیده‌اند. بنابراین من (جوهر فردی) در ارتباط با اذهان دیگر، از طریق جهان زندگی، میان‌ذهنیتی را به وجود می‌آورد که از طریق آن، جهان فرهنگی، یعنی جهان ویژه هستی بشری شکل می‌گیرد.

جامعه شناسی پدیدارشناسی Sociology of Phenomenology

جامعه‌شناسي پديدار‌شناسي در گسترده‌ترين سطح به آن جامعه‌شناسي اطلاق مي‌شود که بر پاية فنومنولوژي فلسفي عمل مي‌کند. اين گونه جامعه‌شناسي مي‌کوشد بي آن‌که آسيب چنداني به سرچشمه‌هاي اصيل‏اش برساند، اصول پديدار‌شناسي فلسفي را در مسائل جامعه‌شناختي به کار بندد. بنابراين، کارهاي فيلسوفاني چون هوسرل،‌ هانري برگسون، فرانتس برنتانو و موريس مرلوپونتي، سرچشمه‌هاي دور اين نظريه و کار شوتس نزديک‌ترين سرچشمة جامعه‌شناسي پديدار‌شناسي به شمار مي‌آيند.

جهان اجتماعي مورد نظر شوتس پُر است از کنشگران اجتماعي که ذهن دارند و به فعاليت خلاقانه مي‏پردازند. شوتس واقعيت اجتماعي را داراي چهار قلمرو متمايز اجتماعي مي‌دانست :

1. Umwelt، قلمرو واقعيت اجتماعي که تجربة مستقيمي‏از آن داريم؛

2. Mitwelt، قلمرو واقعيت اجتماعي که تجربة؛ مستقيمي نداريم؛ (قابل بررسی جامعه شناختی)

3. Folgewelt، قلمرو اخلاف (آيندگان

4. Vorwelt، قلمرو اسلاف (گذشتگان).

جهان حياتي و تأثيرات الزامي‏پديده‌هاي فرهنگي: جهان حياتي، چارچوب فرهنگي و از پيش تعيين شدة زندگي اجتماعي است که افکار و کنش‌هاي کنشگران را تحت تأثير قرار مي‌دهد. از نظر شوتس عناصر سازندة فرهنگ در جهان حياتي پيش از ما وجود داشته و بعد از ما هم وجود خواهد داشت. چارچوب فرهنگي اگرچه از بيرون بر انسان تحميل مي‏شود، ساخت فردي و جاري واقعيت را دربر نمي گيرد؛ بلکه صرفاً در جهت مقيد ساخت کنشگران و اعمال محدوديت‌هايي بر رفتار روزانة آنها عمل مي‏کند.

عناصر سازندة جهان حياتي (اين عناصر برگرفته از آگاهي‌هايي هستندکه براي زندگي نياز داريم و عناصر معمول دانش شناخته مي‏شوند):

1. دانش به مهارت‌ها، مهارت‌هايي از قبيل راه رفتن؛

2. دانش سودمند؛ عملکردهايي چون رانندگي؛

3. دانش به دستورالعمل‌ها، شيوه‌هاي رفتار در موقعيت‏هاي مختلف

نقد:

  1. شوتس، شاید انتزاعی‌ترین نظریه‌پرداز، در میان نظریه‌پردازان (جامعه‌شناسی) باشد. دیگران بسیار بیشتر از شوتس به جهان تجربی پرداخته‌اند.
  2. نظریه شوتس در بستر یک سنت فلسفی جریان دارد که با جامعه‌شناسی بیگانه است و به دشواری می‌توان آن را به زبان جامعه‌شناسی برگرداند.
  3. شاید مهم‌ترین دلیل دشواری نظریه شوتس، گسیختگی عمده در تفکرش است. هر چند که او بینش‌های فلسفی متعددی را در زمینه یک رشته قضایای گسترده مطرح ساخت، اما تنها برخی از این قضایا را قابل بررسی علمی جامعه‌شناختی می‌شناخت. به همین دلیل در بررسی کارهای شوتس نخست باید میان آنچه که قابل بررسی علمی جامعه‌شناختی است و آنچه که قابل بررسی علمی نیست، تمایز قائل شویم.

منابع:

  1. هوسرل، ادموند، عبدالکریم رشیدیان، تهرا، انتشارات علمی و فرهنگی،چاپ اول، 1372
  2. ریتزر، جورج؛ نظریه جامعهشناسی در دوران معاصر، محسن ثلاثی، تهران، علمی، 1385، چاپ یازدهم،
  3. توسلی، غلامعباس؛ ‌نظریههای جامعهشناسی، تهران، سمت، 1380.
  4. کالینز، رندل؛ جامعه‌شناسی آگاهی: هوسرل، شوتس، گارفینکل، شهرام پرستش، ارغنون، شماره 17، زمستان 1379.
  5. جلائی‌پور، حمیدرضا و محمدی، جمال؛ نظریههای متأخر جامعهشناسی، تهران، نی، 1387، چاپ اول.
  6. ادیبی، حسین و انصاری، عبدالمعبود؛ نظریه‌های جامعه‌شناسی، تهران، دانژه، 1383، چاپ دوم.
  7. توسلی، غلامعباس؛ پدیدارشناسی و جامعهشناسی پدیدارشناسانه، نامه علوم اجتماعی، انتشارات دانشگاه تهران، 1368، شماره دوم، ج1

سرمایه اجتماعی در نظریات جامعه شناسان کلاسیک و جدید/نسترن ميرمحمد رضايي

نسترن ميرمحمد رضايي

تعریف سرمایه اجتماعی

همان طور كه سرمايه فيزيكي، با ايجاد تغييرات در مواد جهت شكل دادن به ابزارهايي كه توليد را تسهيل مي كند به وجود مي آيد و از جنبه اي ملموس و قابل مشاهده برخوردار است . سرمايه انساني، با تغيير دادن افراد براي كسب مهارت ها و توانايي هايي به آ نها پديد مي آيد و افراد را توانا مي سازد تا به شيوه هاي جديد رفتار كنند و بنابراين كمتر ملموس بوده و در مهارت ها و دانشي كه فرد كسب كرده تجسم مي يابد. اما سرمايه اجتماعي، حتي كمتر از اين ملموس بوده و در روابط ميان افراد تجسم م ي يابد و موقعي سرمايه اجتماعي به وجود مي آيد كه روابط ميان افراد به شيوه اي دگرگون شود كه كنش را تسهيل نمايد

سرمایه اجتماعی فردی: به شبکه اجتماعی گسترده و منابع قابل دسترس برای فرد تأکید می‌کند.

سرمایه اجتماعی جمعی: به هنجارها و ارزشهای گروهی و جامعه می‌پردازد.

تاریخچه مفهوم سرمایه اجتماعی و تعریف آن

در دو دهه گذشته سرمایه اجتماعی به شکلها و در زمینه‌های مختلف در علوم اجتماعی پدیدار گشته ولی ریشه استفاده از این اصطلاح به سال 1916 توسط یک معلم جوان به نام هنیفن باز می‌گردد. او در بحث از مراکز اجتماعات مدارس روستایی بر اهمیت احیای مشارکت‌های اجتماعی برای تداوم دموکراسی و توسعه تأکید کرد او به دو وجه منافع خصوصی و عمومی سرمایه اجتماعی تأکید کرد اما بعد از مدتی فراموش شد.

اما مفهوم سرمایه اجتماعی تنها در دهه 1980 بود که شدت گرفت. این امر مرهون کلمن جامعه شناس آمریکایی و تحقیق او در زمینه مشارکت در امور مدرسه (شیکاگو) است و پس از او بوردیو در فرانسه و سپس مطالعه پاتنام در زمینه رابطه سرمایه اجتماعی و نهادهای دموکراتیک ایتالیا، از عوامل مؤثر بر این گسترش می‌باشد....


ادامه نوشته

كنش  پيوســــته  يا ساخت اجتماعي  از ديدگاه بلومر


      محمد روزبهاني

بلومر، 7 مارس سال 1900 در ميسوري ايالت متحده متولد شد. در سال 1928 پس از كسب مدرك دكترا با بهره گيري از «رابرت پارك» و« جرج هر برت ميد» سالها به تحصيل . تحقيق در شيكاگو پرداخت و شخصيت بر جسته گروه جامعه شناسي اين دانشگاه مبدل شد. در سال 1937 اصطلاح (كنش متقابل نمادين) را وضع كرد و تاثير فراواني در رواج اين نظريه و بسط جامعه شناسي فرد بر جاي گذاشت. در سال 1952 به عنوان موسس گروه جاتمعه شناسي دانشگاه كاليفرنيا به بركلي رفت و در آنجا تئوري ها و نظريات مختلفي درباره تبعيض نژادي، صنعتي شدن، اعتماد و رفتار جمعي، جنبش هاي اجتماعي، رفتار جنسي و ... را پيگيري كرد اما پيش و بيش از همه بلومر با كنش متقابل است كه شناخته مي شود. او در سال 1969 مهمترين كتاب خود را تحت عنوان چشم انداز و روش كنش متقابل گرايي نمادين را به چاپ رساند و اولين

كسي بود كه در پهنه علم جامعه شناسي رسماً با جامعه شناسان عواملي به مخالفت پرداخت. او معتقد بود در علوم اجتماعي هيچ چيز تعيين كننده اي در مورد رفتار انسان نمي توان يافت. مثلاً در مطالعات پيرامون اعتياد  او گفت براي ريشه يابي اين درد، بايد مردم كوچه و بازار را از نزديك مورد مطالعه قرار داد. در حقيقت آنچه كه بلومر طرح كرد باعث شد كه مفاهيم تفسيري در جامعه شناسي آمريكا و اروپا جان تازه اي بگيرد، اين بويژه به نوع تفسير وي از تجربه باز مي گردد. به نظر او تحقيقي كه تجربه در آن دخالت نداشته باشد هيچ گونه پايه و ارزش علمي ندارد. تجربه از نظر او يعني تعمق و ژرف نگري در زندگي واقعي و علمي مردم، آنگونه كه به واقع هست.بلومر در 13 آوريل 1987 بعد از يك عمر طولاني ديده از جهان فرو بست....

ادامه نوشته

معرفی و نقد افکار و آراء ساموئل هانتینگتون( Samuel P.Huntington ) / طاهره جعفري

    نام:ساموئل هانتینگتون  

فرزند: ریچارد توماس هانتینگتون نویسنده و ناشر معروف‏ آمریکایی  متولد: 18 آوریل سال 1927 میلادی   محل تولد: نیویورک، در یک خانواده مهاجر انگلیسی   درگذشت: 18 دسامبر 2009  شغل : استاد علوم سياسي دانشگاه هاروارد

فهرست آثار

کتاب «سرباز و دولت: تئوری و سیاست روابط نظامی-مدنی»در سال 1957 منتشر شد که تاکنون بیش از 15 بار تجدید چاپ شده است. َ

کتاب«قدرت سیاسی:ایالات متحده‏ آمریکا و شوروی» در سال 1964 هانتینگتون با همکاری زبینگو برژینسکی.

کتاب«سامان سیاسی در جوامع‏ دستخوش دگرگونی» در سال 1969 .

کتاب «موج سوم دموکراسی در پایان سده 20». در سال 1991 ‏.

نظریه معروف«برخورد میان تمدن‏ها» که برای نخستین بار در قالب مقاله‏ای در مجله معتبر فارين افيرز           ( Foreign Affairs )در سال 1993 مطرح‏ گردید که به دلیل توجه گسترده جهانی در قالب کتابی مستقل‏ به نام برخورد تمدن‏ها و بازسازی نظم جهانی در سال‏ 1996 منتشر شد و در فاصله کمی به بیش از 39 زبان دنیا ترجمه شد.

کتاب«چند جهانی‏ شدن-گوناگونی فرهنگی در جهان کنونی» که‏ توسط آقای علی کمالی ترجمه و از سوی انتشارات روزنه‏ در سال 1384 در اختیار علاقه‏مندان ایرانی قرار گرفته‏ است.

هانتینگتون سال‏های پایانی عمر خود را برای انجام‏ یک پروژه تحقیقاتی تحت عنوان«موضوعات فرهنگی: چگونه ارزش‏ها پیشرفت‏های بشری را شکل می‏دهد؟» صرف نمود. 

تمركز بحث امروز بر 2 اثر مهم هانتينگتون تحت عناوين:

سامان سياسي در جوامع دستخوش دگرگوني و

 نظريه برخورد تمدن‌ها و بازسازی نظم جهانی

مي‌باشد كه البته تفاوتهاي زيادي با هم دارند.

هدف هانتينگتون از تاليف كتاب" سامان سياسي در جوامع دستخوش دگرگوني" نشان دادن چارچوب هاي لازم براي تحقق سامان و يا استواري سياسي در جوامع است.

تعريف سامان سياسي

رابطه ميان توسعه نهادهاي سياسي و تحرك نيروهاي اجتماعي در صحنه سياست.

*مهمترين شكاف بين كشورها نوع حكومت آنها نيست بلكه ميزان كارايي حكومت ها و ميزان برخورداري از ثبات سياسي...


ادامه نوشته

قدرت از نگاه فوکو

آذر رشتياني

قدرت مولد معرفت و دانش است و آنچه ما به عنوان درست و نادرست می شناسیم یعنی مفهوم حقیقت و خطاء ، دقیقاً در حوزه سیاسی شکل می‌گیرد. از دیدگاه فوکو، قدرت چیزی نیست که در مالکیت دولت،‌ طبقه حاکم ویا شخص حاکم باشد؛ بر عکس قدرت، یک استراتژی است: قدرت نه یک نهاد و نه یک ساختار بلکه «وضعیت استراتژیکی پیچیده» و «کثرت روابط میان نیروها» است. هر جا قدرت هست، مقاومت هم هست و قدرت در واقع برای برقرای خود نیازمند وجود شمار کثیری از نقاط مقاومت است.

فوکو در تحلیل قدرت کاری با اشکال سازمان یافته و متمرکز قدرت ندارد بلکه موضوع اصلی بحث او تکنیک‌هایی است که در نهادهای گوناگون تجسم می‌یابند. به سخن دیگر مسئله مورد بحث فوکو، اعمال، حوزه اجرا و اثرات اعمال قدرت است نه قبضه یا تصاحب قدرت. از دیدگاه فوکو به جای تمرکز بر انگیزه‏ها و منافع گروهها یا طبقات در اعمال سلطه باید به تحلیل فرایندهای پیچیده‏ای بپردازیم که از طریق آنها افراد به عنوان آثار قدرت ابژه‏ساز تشکیل می‏شوند

قدرت شبکه‏ای است که همه در آن گرفتار‏‏اند. افراد، مالک یا کارگزار تشکیل می‏شوند، قدرت نیستند بلکه مجرای آن‏اند. فرد، هم محصول قدرت و هم وسیله‏ای برای تشخیص و تبلور آن است. برای شناخت تاریخ، تکنیک و تاکتیکهای قدرت باید از سطح فرد و یا به گفته فوکو از سطح «فیزیک خرد قدرت» شروع کرد. فوکو به جای پرسش از « صاحب قدرت » به پرسش « چگونگی اعمال» آن می پردازد و این قرار گرفتن در پشت این پرسش به قائل بودن به « قدرت  شبکه ایی» بر می گردد.

در مدل شبکه اییِ قدرت، همه حضور دارند و از منظر فوکو در این شبکه، افراد مجرای قدرت هستند و نه صاحب آن.

" قدرت چیزی نیست که تصاحب شود، به دست آید یا تقسیم شود، چیزی که نگه داشته شود یا از دست بگریزد؛ قدرت از نقاط بی شمار و در بازی روابطی نابرابر و متغیر اعمال می شود.”

" تحلیل بر حسب قدرت نباید حاکمیت دولت، شکل قانون یا وحدتِ فراگیر استیلا را به منزله ی داده هایی اولیه، اصل قرار بدهد؛ بلکه این ها فقط شکل های نهایی قدرت اند. به نظر من باید قدرت را پیش از هر چیز  به منزله ی کثرت مناسبات نیرو درک کرد، مناسباتی که ذاتی عرصه ایی دارند که در آن اعمال می شوند و سازمان شان را شکل می دهند .”

    قدرت نهاد نیست، ساختار نیست، نوعی قدرت فردی نیست که برخی ازآن برخوردار باشند؛ قدرت نامی است که به یک موقعیت استراتژیک پیچیده در جامعه ایی معین اطلاق می شود. در واقع اصطلاح بالا پاییین کارآیی ندارد، چرا که هیچ بالا و پایین مطلقی وجود ندارد. بلکه آن چه هست یک بافت و شبکه است. یک الگوی زبان شناسانه بیشتر می تواند به برداشت فوکو نزدیک باشد تا یک الگوی ماتریالیستی علی.

ادامه نوشته

اومانیسم  

گودرز رضایی 

ريشة humanitasاز واژه humble از واژه لاتين "humus" به معناي خاك يا زمين است . از اين رو "homo" به معناي هستي زميني و "humanus" به معناي خاكي يا انسان است اين واژه در آغاز در مقابل ساير موجودات خاكي يعني حيوانات و گياهان و همچنين مرتبة ديگري از مخلوقات يعني ساكنان آسمان يا خدايان به كار مي ر فت . در اواخر دوران باستان و قرون وسطاي غرب ، محققان و روحانيان ميان "divinitas" به معني حوزه هايي از معرفت و فعاليت كه از كتاب مقدس نشأت مي گرفت و  اومانيتاس (humanitas) يعني حوزه هايي كه به زندگي دنيوي مربوط مي شد ، فرق گذاشتند .از آنجا كه اين حوزة دوم بخش اعظم مواد خام خود را از نوشته هاي رومي و به طور فراينده يونان باستان مي گرفت ، مترجمان و آموزگاران اين آثار كه معمولاً ايتاليايي بودند خود را "umanisti" يا «اومانيست » ناميدند .  بر اين اساس "humanisti" به آن حوزه از معارف درسي اطلاق مي شد كه صنايع بيان ، منطق ، رياضيات و مطالعة آثار نويسندگان يوناني و رومي را در بر مي گرفت و«اومانيست » فردي بود كه اين موضوعات را ترجمه يا تدريس نموده و يا امكانات تدريس آنها را فراهم مي كرد .

اين تعريف از اومانيسم ، در طول زمان ثابت نماند و واژة مذكور با پذيرش معاني مختلف تعاريف ديگري را از خود بر جاي گذاشت به گونه اي كه به طور خلاصه مي توان گفت از قرن چهارم ميلادي تا امروز به صورت هاي زير تعرف شده است:

1-ادبيات باستاني (شعر ، معاني ، بيان ، اخلاق و سياست(

2- توجه به افكار ، علايق و مركزيت انسان

3- اعتقاد به توانايي هاي وجود انسان

4- اعتقاد به عقل ، تعقل ، متد علمي و شك به عنوان  ابزارهاي مناسبي در كشف حقيقت و ساختار جامعة انساني

5-انسان سالاري يا بشر گرايي در مقابل خداسالاري....  

ادامه نوشته

بررسي فرايند مدرنيته در ايران


ماجده قلی پور

تعريف مدرنيته

ريشه واژه مدرن از لفظ لاتين ((modernus)) است كه خود از قيد ((mode)) مشتق شده است.((mode)) به معناي امروز،اخيراً و به تازگي است اما در مفهوم تاريخي به دوره ما بعد رنسانس اطلاق مي شود (انصاري،1381: 21). مدرنيته به يك معني به جهان نگري مدرن،شيوه‌ي نگرش انسان نو به جهان اطلاق مي شود كه در طول سده هاي جديد از سده‌هاي پانزدهم تا نيمه سده بيستم ميلادي در غرب تكوين يافت و در ديگر نواحي جهان گسترده شد.از نظر نگرش جامعه شناختي،مدرنيته بر عقلاني سازي اقتصادي و اداري و تفكيك و تمايز ساختاري جهان اجتماعي،تفكيك واقعيت از ارزش و تفكيك حوزه هاي اخلاقي از حوزه هاي نظري دلالت دارد.

البته دوران بزرگ پارادايم مدرن را مي توان به دوره هاي كوتاهتر تقسيم نمود، سده هاي پانزدهم و شانزدهم ميلادي به منزله دوران مدرسي نوزايي(رنسانس) يا دوره كلاسيك مدرنيته،سده هفدهم به منزله دوره خردگرايي انتزاعي و سده هاي  هجدهم و نوزدهم به منزله‌ي دوره خردباوري انضمامي عصر روشنگري به همراه تعلقات اجتماعي و عملي آن.در طول اين دوران بزرگ مدرن،دستگاه فكري مدرنيته عناصر بنيادين خود را در كليتي يكپارچه بوجود آورده است (ساوجي،1388: 173-172).

مدرنيزاسيون فرايندي اجتماعي است كه در آن كوشش مي شود نهادها و روابط و مناسبات در قلمروهاي مختلف اقتصادي،سياسي و فرهنگي به گونه اي برنامه ريزي شده متحول شوند تا با مقتضيات جهان انطباق پيدا كنند.اين فرايند همچون اغلب تحولات اجتماعي در بسياري از موارد با نتايج ناخواسته اي كه مخالف اهداف برنامه ريزان بوده،همراه است (Preston.1996؛Latham.2000)...

ادامه نوشته

خلاصه از کتاب کشاکش آراء در جامعه شناسی :استیون سیدمن

توسط : آزاده نجفی

بخش سوم – باز اندیشی در سنت کلاسیک نظریه اروپایی .

هابر ماس

گیدنز

بوردیو

نظریه انتقادی مکتب فرانکفورت از جمله مهمترین پیشرفتها در مارکسیسم قرن بیستم بوده است این مکتب به گروهی از فیلسوفان جامعه شناس گفته می شود که طی سالهای پایانی 1920تا 1935 در موسسه تحقیقات اجتماعی در فرانکفورت با یکدیگر کار کردند رهبران اصلی این مکتب تئودور آدرنو ، مارکوزه و هورکایمر بودند . مکتب فرانکفورت نظریه انتقادی را جایگزین مارکسیسم علمی و علوم اجتماعی ارتدوکس معرفی کرد . این مکتب نه تنها به دنبال فهم جامعه که به دنبال تغییر آن نیز هست . مکتب فرانکفورت با آرمان بی طرفی ارزشی ، موضع عمده کشمکش و بحران اجتماعی را به منظور دفاع از عمل سیاسی تحلیل کرد . آنها خواستند دل مشغولیهای فلسفه را با کل گرایی و تجربه گرایی علوم اجتماعی در هم آمیزند . و نظریه را به نیرویی برای تغییرو رهایی بدل کند .مجموعه تغییرات شگرف نظریه انتقادی را از مارکسیسم جدا کرد مثلا به رغم وجود بحرانهای مکرر اقتصادی هیچ انقلابی در جوامعه سرمایه داری بوقوع نپیوست انقلاب در روسیه بوجود آمد که که به لحاظ اقتصادی توسعه نیافته بود . 

لب سخن نظریه انتقادی عبارت بود از علت یافتن آن جهنم اجتماعی در نقصان هایی که در عناصر اساسی غرب ( مثلا در مفهوم خرد یا فلسفه عقلانیت )علمی و تکنولوژیکی وجود داشت .

هدف هابر ماس آن بود که ایمان اتوپیایی مدرن به قدرت سودمند خرد را از نو زنده کند . او می خواست به هدف اولیه مکتب فرانکفورت بر گردد . تلفیق فلسفه و علم تجربی برای نقد اخلاقی و تغییر اجتماعی . هابر ماس برای بازسازی مارکسیسم 3 دلیل می آورد .1 - مارکسیسم به سادگی به مثابه یک ایدئولوژی رد می شود . به همین دلیل نقدهای اجتماعی و اهداف سیاسی اش در میان عموم فاقد اقتدار است . ( نظریه انتقادی تجلی از خرد است نه ایدئولوژِی )...

ادامه نوشته

استعمار جهان حیاتی هابر ماس(  نقد نظریه های جامعه شناسی )


استاد مربوطه : دکتر وثوقی      )گرد آورنده : آزاده نجفی (

کنش ارتباطی

 هابر ماس علاقمند به کنش ارتباطی است  که هدف آن رسیدن به تفاهم است. در کنش ارتباطی، افراد دخیل در آن دربند موفقیت شخصی‏شان نیستند، بلکه با توجه به تعریف‏هایی که از موقعیت مشترک دارند، کنش‏هایشان را هماهنگ می‏کنند. در کنش ارتباطی، زبان (عنصر گفتار) نقش اساسی دارد و هدف از آن دست‏یابی به یک تفاهم ارتباطی است. 
عقلانیت ارتباطی: عقلانیت حاکم بر کنش ارتباطی غیر از عقلانیت مربوط به کنش معقول و هدفدار است. سرانجام عقلانیت ابزاری، ایجاد یک نظام تولیدی نوین است، اما سرانجام عقلانیت ارتباطی، ایجاد یک نظام هنجاربخش کمتر تحریف‏کننده می‏باشد. عقلانیت ارتباطی یک نظام ارتباطی است که در آن افکار آزادانه ارائه می‏شوند و در برابر ا هابرماس می گوید من تمایز بین کار و کنش متقابل را نقطه شروع کارم قرار می دهم . هابر ماس علاقمند به کنش ارتباطی است  که هدف آن رسیدن به تفاهم است. در کنش ارتباطی، افراد دخیل در آن دربند موفقیت شخصی‏شان نیستند، بلکه با توجه به تعریف‏هایی که از موقعیت مشترک دارند، کنش‏هایشان را هماهنگ می‏کنند. در کنش ارتباطی، زبان (عنصر گفتار) نقش اساسی دارد و هدف از آن دست‏یابی به یک تفاهم ارتباطی است. 
عقلانیت ارتباطی: عقلانیت حاکم بر کنش ارتباطی غیر از عقلانیت مربوط به کنش معقول و هدفدار است. سرانجام عقلانیت ابزاری، ایجاد یک نظام تولیدی نوین است، اما سرانجام عقلانیت ارتباطی، ایجاد یک نظام هنجاربخش کمتر تحریف‏کننده می‏باشد. عقلانیت ارتباطی یک نظام ارتباطی است که در آن افکار آزادانه ارائه می‏شوند و در برابر انتقاد، حق دفاع دارند و بر این اساس، توافق غیرتحمیلی توسعه می‏یابد. از رهگذر عقلانیت ارتباطی، می‏توان با دو عامل تحریف ارتباط یعنی «مشروع‏سازی» و «ایدئولوژی» مبارزه کرد. منظور از ایدئولوژی در مکتب فرانکفورت نظامهای فکری غالبا دروغینی است که نخبگان اجتماعی آن را تولید کرده اند و مشروع سازی نیز اشاره به یک نظام فکری است که نظام سیاسی آن را ایجاد میکند و از جهت نظری با یک نظام نظری دیگر تقویت میشود تا از نظام موجود پشتیبانی شود. وجود این عوامل در مناسبات اجتماعی باعث تحریف کنش ارتباطی می شود

بنابراین، اگر مارکس کار تحریف شده را نقد می‏کند و به دنبال کار آزاد و خلّاقانه است، هابرماس ارتباط تحریف شده را نقد و در پی یک ارتباط آزاد و تحریف ناشده می‏باشد و برای این کار، به «نقد درمانی» روی می‏آورد.  
هابرماس در جهت تبیین ارتباط تحریف شده و ارائه راه حل برای آن، از مفاهیم «جهان زندگی» و «جهان اجتماعی» (نظام اجتماعی) جامعه‏شناسی بهره می‏گیرد و در واقع، نظرات خود را در قالب این دوجهان می‏ریزد...

ادامه نوشته

جامعه شناسی پست مدرنیته ی زیگمونت باومن

پگاه مشيدي:

کتاب: کشاکش آراء در جامعه شناسی- استیون سیدمن- ترجمه هادی جلیلی- نشرنی

متولد 1925 در لستهان ، لهستان استقلال خود را در مواجهه با نازیسم  سپس کمونیسم از دست داد.

تحصیل کرده دانشگاه ورشو

1955 مهاجرت به بریتانیای کبیر

1972 تا 1990 (بازنشستگی) تدریس در دانشگاه لیدز در انگلستان

نظریه پرداز اجتماعی که تاریخ دوران پیش از مدرنیته- مدرنیته- پست مدرنیته را بر مبنای رابطه میان هنجارهای فرهنگی- دولت و روشنفکران روایت می کند

اندیشه های اجتماعی اش به کلی اروپایی است- تحت تأثیر پس ساختارگرایی فرانسوی و نظریه انتقادی مکتب فرانکفورت

مشخصه مدرنیته کثرت سنتهای محلی و اقتدار تمرکز زدایی شده

نشانه مدرنیته ظهور دولت متمرکزی که برای مشروعیت بخشیدن به اقتدارش و تحمیل هنجارهای فرهنگی استاندارد به فرهنگ های محلی به روشنفکران متکی است.

نقش روشنفکران در پست مدرنیته از تحمیل فرهنگ مشترک به نفس متواضعانه تر تا تسهیل ارتباط میان اجتماعات مختلف تغییر می کند.

نگرش باومن این دو تحول اجتماعی (نازیسم و کمونیسم) که می خواستند نظمی تمام و کمال و کنترل شده ایجاد کنند چهره حقیقی مدرنیته را به نمایش گذاشتند.

شکست نازیسم و بعد از آن فروپاشی کمونیسم نشانگر شکست مدرنیته و آرزوهای بزرگش برای ساختن نظم ایده آل جهانی بود.

باومن شدیداً به پساساختارگرایی و نظریه انتقادی متکی بود.

ادامه نوشته

قدرت و اقتدار در نظریه ماكس وبر

پگاه مشيدي:

زندگینامه وبر

متولد سال 1864-در برلین بزرگ شد-تحصیل در رشته حقوق در هایدلبرگ و برلین-سال 1897 استاد اقتصاد در هایدلبرگ بود-مهمترین آثار:اقتصاد و جامعه-اخلاق پروستانی و روح سرمایه داری

تعریف اقتدار:

قدرتی که مبتنی بر رضایت و حاکمیت مردم باشد

قدرتی که از شرایط بنیادی و اساسی برمیخیزد و توسط آن قدرت توجیه میشود

اقتدار در کنار قدرت قرار میگیرد،اقتدار قدرت مشروع قانونی و معقول است که باید در شرایط مقتضی مورد اطاعت و فرمانبری قرار گیرد

مجموعه منابع و ابزارهای اجبارامیزی که حکومت ها برای تحقق نیات خود و انجام کارهای ویژه از آن بهره میبرند.

تعریف قدرت:

برای بقا و حیات خودنیازمند توجیه میباشد که مستلزم بکارگیری توجیه – تهدید-وعده-پاداش است تا مورد پذیرش قرار گیرد.

اقتدار مشروع یا سلطه مشروع:

گروه معینی از مردم از فرمان معینی که شخص یا اشخاص معینی میدهند به رضا و رغبت اطاعت کنند.

دیدگاه وبر:

1-اقتدار سنتی – سلطه مشروع سنتی فرهیخته Traditional   Authority                                                       

        در ظاهر مشارکت سیاسی وجود دارد،انتخابات رقابتی و سالم هرگز وجود ندارد

مبتنی بر احترام به آداب و سنت های کهن-تقدس آن مبتنی بر عرف دیرینه است

ویژگی ها:فساد اداری-قضایی/ناهنجاری های اجتماعی – تقدیرگرایی – خرافه پرستی – دموکراسی گریزی – بحرانهای اقتصادی و سیاسی و اجتماعی..

خاصیت:ایستایی یا عدم تحرک و عدم پویای

انواع اقتدار                        پیر سالاری

1-پاتریمونیالیسم   پدر سالاری هر سه فاقد دستگاه اداری منظم،لیکن دارای رهبری هستند.

                               میراث سالاری                          

2-فئودالیسم

 

2- اقتدار قدرت و مشروعیت کاریزماتیک    Charismatic authority                                                       

ناشی از لطف و عطیه خارق العاده شخصی- کاریزما مهمترین نیروی بنیادی در دنیای اجتماعی است.وبر معتقد است در مقاطعی ار تاریخ اینگونه رهبران به قدرت میرسند که جامعه دچار بحران شده باشد.

3-اقتدار – قدرت و مشروعیت قانونی یا عقلانی     Bureaucratic authority                                                

به حکم اعتقاد به اعتبار قوانین موضوع پدید می آید و به صلاحیت کارکردی تکیه دارد.

ویژگی ها: مشارکت واقعی و همگانی- رقابت سیاسی سالم در همه عرصه ها – آزادی های اجتماعی – اصالت حقوق فردی با در نظر گرفتن اصالت جمعی همگانی مبتنی بر عقل –دموکراسی

این نوع اقتدار اشکال ساختاری متنوعی به خود میگیردوویژه جوامع صنعتی است که رشد و گسترش چشمگیر دستگاه های دیوان سالاری و نظام مدیریتی-توسعه تکنولوژی و مناسبات تولید مدرن را به همراه دارد.به زعم وبر میتوان گفت،کسی که دارای قدرت است که در محدوده اجتماعی خود،نظر خود را علی رغم مقاومت دیگران و بدون توجه به خواست آنان به آنها تحمیل کند.آنجه در جوامع انسانی اهمیت دارد قدرت مشروع یا سلطه مشروع است نه داشتن قدرت.

دیدگاه هانا آرنت:

اقتدار:

عمدتا به منزله مقوله ای پارادایمی و به عنوان الگویی عام و همگانی به منظور تعریف سرشت یا ماهیت ویژه نوعی مناسبات بدیع و نوظهور بین حاکم و محکوم-فرادست و فرودست-غالب و مغلوب و نیز به منظور ساختن مناسبات مذکور از دیگر انواع مناسباتی که ممکن است با آن خلط شوند – استفاده شده است

قدرت:

قابلیتی انسانی نه فقط برای انجام عملی-بلکه برای اتفاق میان انسانها و اقدام مشترک آنان.

قدرت متعلق به یک فرد نمیتواند باشد چرا که همواره دارای سرشنی اجتماعی است و در اختیار گروهی از انسانهاست.مادامی که این گروه متحد است قدرت آن پابرجاست.

اقتدار میتواند هم ویژگی فردی یک نهاد باشد-نیازی به جبر یا اقناع ندارد

تامین و استمرار اقتدار نیازمند احترام بی چون و چرای به یک شخص یا یک نهاد است.راه دشمنی با آن بی توجهی و عدم عنایت نسبت به آن است.

تحلیل وبر از قدرت و اقتدار:

وبر جامعه را به عنوان نیروهای در حال انتقال دائمی-فعال و پیچیده در نظر میگیرد.وی دریافت که دو راه کلی وجود دارد که مردم از طریق آنها میتوانند روابطشان را تثبیت کنند:

  1. از راه تحکیم پیوندهای نیرومند شخصی
  2. بوسیله تعیین قوانین کلی

انواع سازمان بر طبق همین 2 راه کلی بوجود میاید:1-سازمانهای جوامع سنتی  2-قطب شخصیت وند

از سازمانهای جوامع سنتی به عنوان پدر سالاری مبتنی بر ارث موروثی (پاتریمونیال) و از قطب شخصیت وند به عنوان دیوان سالاری یاد میشود.

سازمانهای  شخصیت وند معمولا با خانوار خویشاوند می آغازد،مانند ارباب در چین باستانی – در تمدنهای یونانی و ایرانی و بارون در اروپای قرن میانه که ملک و سیاست خود را مانند یک واحد تولیدی بزرگ خانوادگی اداره میکنند و هیچ تمایزی بین حوزه های عمومی و خصوصی وجود ندارد.

در رژیم های پاتریمونیال یا پدر سالاری موروثی،شاه دست نشانده های مورد اعتمادی داشت که بخشهای متفاوتی از سرزمین اش را اداره میکردند،آنها به نوبه خود نواحی و امور مهم را به زیر دستان خودشان محول میساختند.معایب اصلی شکل سازمانی شخصیت وند آن است که نه کارآیی دارند و نه به آسانی قابل کنترل میباشند و خطوط ارتباطی از بالا تا پایین عملا وجود ندارند...

 

ادامه نوشته

کتاب: انسجام ملی وتنوع فرهنگی

عنوان کتاب: انسجام ملی وتنوع فرهنگی006

نویسنده: سید رضا صالحی امیری

ناشر: پژوهشكده تحقيقات راهبردي/معاونت پژوهش هاي فرهنگي واجتماعي مركز تحقيقات استراتژيك

تاریخ نشر:چاپ دوم1389

آدرس نشر: تهران، خیابان انقلاب، روبروی درب اصلی دانشگاه تهران، پاساژ فروزنده، طبقه اول واحد 420

تلفن تماس: 66465964-021

چکیده

 

مفروض اصلي كتاب حاضر آن است كه ميزان همبستگي و انسجام ملي، شاخص مهمي در ارزيابي قدرت ملي به شمار مي‌رود. از اين‌رو علي‌رغم تنوع فرهنگي موجود در كشور، مسئله انسجام ملي همواره دغدغه اصلي سياست‌مداران و حاكمان در كشور بوده است. به اعتقاد نويسنده، مديريت عالي در كشور بايد راهبردهاي مناسبي را جهت مقابله با چالش‌هاي احتمالي در راستاي انسجام ملي كشور طراحي و تنظيم كرد و به تناسب تهديدات و چالش‌ها، تدابير و سياست‌هاي لازم تدوين شود. در نظام دولت‌هاي ملي، آن دسته از كشورهايي كه با حفظ تنوع فرهنگي و قومي، سياست انسجام را در پيش گرفته‌اند، از موفقيت بيشتري در اين خصوص برخوردار شده‌اند.

تعداد صفحات: 417 صفحه

دريافت فايل PD

کتاب: مدیریت تحولات قومی


خلاصه کتاب 02_resize

نام کتاب: مدیریت تحولات قومی (شماره 8)

نویسنده: معاونت پژوهشهای فرهنگی و اجتماعی

ناشر: پژوهشکده تحقیقات استراتژیک

تاریخ نشر: تير 1386

 

برای مشاهده خلاصه کتاب به ادامه مطلب مراجعه فرمایید

 

خلاصه کتاب:

 

انسجام، اتحاد ملی و تنوع اجتماعی و فرهنگی همواره از پرسش‌های بنیادین حوزه مطالعات اجتماعی و فرهنگی بوده است. چگونه می‌توان در اجتماعی که در ابعاد مختلف فرهنگی و اجتماعی تنوع دارد، اتحاد و همبستگی و در عین حال پیشرفت و توسعه اجتماعی، اقتصادی داشت. چالش‌های عمده بر سر راه معماری و مدیریت تنوع چیست؟ آیا تنوع ذاتاً امری مفید است و چالش‌ها معلول آن است، یا اینکه اجتماعات انسانی با وجود تنوع آن تمایل ذاتی و درونی به وحدت و انسجام دارند و چالش‌ها منشاء خارجی دارد. شواهد اجتماعی و تاریخی و تجربه کشورها در این زمینه چگونه است؟ مطالعات قوم‌شناختی و فرهنگی در این زمینه چه چیزی به دست می‌دهند. تجربه مدیریت تنوع و نهادهای آموزشی کشورها چگونه در این زمینه عمل کرده است. مجموعه حاضر با تمرکز بر موضوع انسجام و وحدت فرهنگی در ابعاد نظری، تاریخی، جامعه‌شناختی و آموزشی، در تلاش برای بازنمایی وجوهی از این موضوع در جامعه ایران است.
در این شماره از پژوهشنامه می خوانیم:
1) شناخت چالش‌ها و بحران‌های قومی/ دکتر سید رضا صالحی امیری
2) تنوع فرهنگی و وحدت ملی در ایران: الزامات نظری و رهیافتی/ دکتر نوراله قیصری
3) مطالعات قومی: مفاهیم و نظریه‌ها/ عاطفه فراهانی
4) چند فرهنگی‌گرایی/ الهام رضانژاد
5) رهیافت تاریخی مسائل قومی آذربایجان/ رحیم نیکبخت
6) هویت ملی در جهان متغیر: دیدگاه‌های مختلف در آموزش و پرورش ژاپن/ لین پارمنه ـ ترجمة آمنه تبریزی

 

دریافت فایل PDF کتاب با لینک مستقیم

كتاب مدیریت منازعات قومی در ایران



خلاصه کتاب

نام کتاب: مدیریت منازعات قومی در ایران

نویسنده: سید رضا صالحی امیری

انتشارات:مرکز تحقیقات استراتژیک

تاریخ نشر:1385

شابک : 964-7298-20-x


 

خلاصه کتاب:

"مدیریت منازعات قومی در ایران"عنوان کتابی است که در شهریور1385 توسط دکتر سید رضا صالحی امیری ،معاون پژوهش های فرهنگی و اجتماعی مرکز تحقیقات استراتژیک ،با مقدمه سید محمد خاتمی به چاپ رسیده است.دکتر صالحی در این کتاب با مفروض قرار دادن این اصل که حفظ، تداوم و ارتقای همبستگی و وحدت ملی به عنوان هدفی استراتژیک همواره مورد توجه زمامداران و حاکمان ایرانی بوده است،براهمیت و اولویت این اصل تاکید ومنازعات قومی را به عنوان یک معضل تاریخی مورد بررسی و واکاوی قرار می دهد.وی در تبیین و تشریح کتاب فوق از مدیریت تنوع قومی بعنوان الگوی نظری و چارچوب بحث استفاده نموده و منازعات موجود را در این چارچوب مورد بازبینی و آسیب شناسی قرار می دهد. هدف نویسنده از نگارش کتاب ، ارائه تصویری از مسائل قومی در ایران، در پرتو تجربه گذشته و حال در چارچوب الگویی می باشد که ضامن همبستگی و انسجام درون قومی، بین قومی و میان اقوام در سطح ملی باشد. به اعتقاد نویسنده بخشی از مسائل قومی کنونی ریشه در سیاست‌های قومی و الگوهای ناقص مدیریت تنوع در گذشته و به ویژه دوران بعد از انقلاب داشته است که از عوامل اصلی آن فقدان یک استراتژی منسجم و مدون مدیریت تنوع قومی بوده است وبخشی از علل فقدان این استراتژی، به تعارض دیدگاه‌ها و رویکردهای موجود در جامعه در مورد مدیریت قومی و به تبع آن مدیران کشور و بخشی از آن به فقدان یک الگوی منسجم و بومی مدیریت در ایران مربوط می‌شود.به اعتقاد نویسنده سیاست‌های قومی در گذشته وحال با ویژگی‌های جامعة ایران انطباق نداشته است به همین دلیل پس از گذشت صد سال از تاریخ معاصر ایران و اجرای برنامه‌های مختلف توسعه، کماکان وضعیت قومیت‌های کشور از حیث برخورداری‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نامطلوب است. امری که به تصعید تقاضاهای قومی از سطوح اقتصادی به فرهنگی و سیاسی انجامیده است. فصول کتاب عبارتند: فصل اول : حاوی مطالب نظری، مفهومی، روشی در مورد مدیریت، مدیریت تنوع، مدیریت تنوع قومی، سیاست‌های قومی، نظریه‌های مربوط به بحران‌های قومی و همچنین مدل‌های مربوط مسئله قومیت ها در ایران می باشد. فصل دوم: به تبیین مسئله قومی در ایران، ابعاد و مؤلفه‌های آن همراه با بررسی مورد اقوام کرد، عرب، بلوچ، آذری و ترکمن وهمچنین ارائه آمارهای مربوط به وضعیت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی هرکدام در ادوار مختلف تاریخ ایران تا حال را مورد بررسی قرار می دهد. فصل سوم: در این فصل سیاست‌های قومی دوران قاجار، پهلوی و جمهوری اسلامی مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. فصل چهارم: الگوی مطلوب مدیریت قومی در ایران مورد بحث و تشریح قرار گرفته است ودر خاتمه به ، نتیجه گیری و ارائه راهکارها پرداخته شده است .

 

دریافت فایل PDF

اطلاعيه ...

 دوستاني كه خلاصه ي درس نقد نظريه هاي جامعه شناسي دكتر وثوقي را تهيه كرده اند،در صورت تمايل براي درج در وبلاگ گروه مي توانند به  وبلاگ در قسمت نظرها مراجعه كنند يا اينكه  از طريق ايميل اقدام كنند 

برنامه امتحانات ... جامعه شناسي گروههاي اجتماعي



ردیفمشخصهنام درسمحل امتحانصندلی ساعت امتحانتاریخ امتحاننام استاد
1 4248جامعه شناسي گروهساختمان علوم پايه 10:30 25/10/91 صالحي اميري سيدرضا
2 4249نقد نظريه هاي معاصر جامعه شناسيساختمان علوم پايه 08:30 27/10/91 وثوقي منصور
3 4250روشهاي تحقيق پيشرفتهساختمان علوم پايه 10:30 01/11/91 كلانتري خليل
4 4595زبان تخصصي ( پيشنياز)ساختمان علوم پايه 08:30 03/11/91 كلدي عليرضا
5 4121بينش هاي جامعه شناسي (2)ساختمان علوم پايه 13:00 07/11/91 موسوي سيد يعقوب