اصول کلی مکتب کنش متقابل نمادین :

انسان های بر خلاف جانوران پست تر، استعداد تفکر دارند.

استعداد تفکر با کنش متقابل اجتماعی شکل می گیرد.

در کنش متقابل اجتماعی انسان ها معانی و نمادهایی را یاد می گیرند که به آنها اجازه می دهند تا استعداد متمايز انسانی شان را برای تفکر به کار اندازند.

معانی و نمادها انسان را قادر می سازند که کنش و کنش متقابل انسانی را انجام دهند.

انسان ها مي توانند معانی و نمادهایی را که در کنش ها و کنش های متقابلشان به کار می برند بر پایه تفسیری که از موقعیت .می کنند. تعدیل یا تغییر دهند.

انسان ها تا اندازه ای می توانند معانی و نمادها را تغییر و تعدیل دهند که توانایی کنش متقابل با خودشان را دارند.

الگوهای درهم تنیده کنش و کنش متقابل گروه ها و جامعه ها را می سازند.

قضایای بنیادین.

قضیه اول : جهانی که انسان در رابطه متقابل با ان است اعم از درونی یا بیرونی جهان (اعیان) است. یعنی جهان عبارت است از کلیه چیزهایی است که برای انسان قابل فهم بوده و دارای معنا می باشد.

اعیان فیزیکی : مثل کوه، اتاق، ساختمان و ... .

اعیان اجتماعی شامل روابط اجتماعی ، مثل ساخت اجتماعی ، طبقات اجتماعی، خانواده.

اعیان مجرد مفاهیم ذهنی از قبیل آزادی ، دمکراسی، نفرت، عشق و ... .

قضیه دوم :

در این قضيه بلومر سعی دارد به این سوال که منشا معنی اعیان کجاست؟ پاسخ گوید.

آیا از ذات اشیاء تراوش می کند و یا از ذهن انسان ؟ آیا انسان از بدو تولد حامل معانی است؟

انسان هر آنچه را که می آموزد و برایش معنا دارد می شود در روابط متقابل اخذ می کند.

 

قضیه سوم :

این قضیه وجه تفسیر گرایی بلومر را نشان می دهد بر این اساس انسان با ان قوه ذاتی که در دورنش دارد در برابر کلیه عوامل به تفسیر می نشیند. در انیجا مرحله ای در خود انسان رخ می دهد که آن را اشاره معنا به خود خویشتن می نامند

قضیه سوم بلومر  به همین معناست که فکر کنیم و بیاندیشیم که .چه کرده ایم؟ و چه نتیجه ای گرفته ایم؟ این همان مصاحبه و مشورت با خود است.

انسان نا سالم چگونه انسانی استرواج شایعه و یا تسلط روح جمعی و تاثیر روان شناختی آن در ظهور پدیده «از خود رهایي» نمونه ای از این منظر است. شایعه عبارت از نقل معنایی به دیگری است و از آن شخص به فردی دیگر و همین طور شنیدن و گفتن انقدر ادامه پیدا می کند تا شایعه شکل می گیرد بدون اینکه کسی در این میان حتی برای لحظه ای فکر کرده باشد که ممکن است این خبر اشتباه باشد. این یکی از خصلت های بیمار گونه ای است که همیشه در جوامع انسانی موجود بوده است.

چرا این خصلت را داریم؟برای اینکه فکر می کنیم اگر دیگران خوب باشند پس ما باید بد باشیم و لذا همه را خراب می کنیم تا خودمان خوب باشیم و این ناشی از عمل (واکنش پیوسته) یا تسلط جامعه (نا نمادی) بر انسان است. *درآمدی بر مکاتب و نظریه های جامعه شناسی، ابوالحسن تنهایی، ص 449

باور های ریشه ای

ماهیت یا طبیعت جامعه بشری وزندگی گروه اجتماعی.

زندگی گروه های اجتماعی یا جامعه بشری در هر مکتبی با نامی و اصطلاحی خاص عنوان می شود. جامعه شناسی ممکن است جامعه بشری را تحت عنوان فرهنگ جامعه و جامعه شناس دیگری تحت عنوان سازمان اجتماعی و یا ... مطالعه می کند. بلومر معتقد است هر کدام از عناصر اجتماعی و یا تحلیلی فوق را که برگزینید به هر روی اشکال و قوالبی هستند که بنابر تاکید تاملات نظری تعریف ها و تاکید های متفاوتی را می گیرند. ولی آنچه از نظر ما مهم است نه این اشکال بلکه محتوای واقعی اين اشکال یعنی کنش اجتماعی افراد است که در هر کدام از قوالبی فوق می توان آن را یافت. پس فعالیت های چند وجهی و همه .جانبه بشری که در کنش متقابل اجتماعی انسان رخ می دهد ماهیت اساسی جامعه و یا گروه اجتماعی است.

ماهیت کنش متقابل اجتماعی

کنش متقابل اجتماعی عبارت از فرایندی است که انسان در آن به مدد قوه تفسیر، رفتار و سلوک خویش را در برابر دیگران شکل می دهد و یا سلوک خود را در برابر دیگران و یا موقعیت اجتماعی می سازد. این سلوک عبارت از کنش متقابل نمادی است که مبتنی بر کنش درونی خود و خود خویشتن است.

ماهیت اعیان

از نظر بلومر این جهان است که برای بشر موجود است و نه عکس آن.

انسان معانی اشیاء که قابل اشاره بودن آنها را موجب می شود را از کنش متقابل اجتماعی دریافت می کند و آنها سه دسته هستند. اعیان مادی ، اجتماعی و مجرد. بنابراین معانی اعیان توافق های نمادی است که در قوالب زبان هر جامعه قوام یافته و به اعیان، واقعیت و هستی میدهد.

انسان موجودی کنش گر

بلومر می پذیرد که انسان موجودی است که با «ساختی» مشخص که وجه ممیزه او در برابر دیگر حیوانات و موجودات است و میتواند به تشکل خود موفق شده و به جای واکنش و یا پاسخ به انگیزه ها ویا عوامل درونی و بیرونی در برابر انها کنش کند. بنابر داشتن «خود» انسان .نه فقط با دیکران که می تواند با خود خویشتن هم کنش متقابل اجتماعی داشته باشد و معانی اعیان را به خویشتن اشاره نموده و آنها را تفسیر کند.

ماهیت کنش انسان

به دلیل وجود همان ساخت و وجودی آنسان دارای توانایی خاصی است که ویژه انسان و وجه ممیزه او از .حیوانات است. اين توانایی، «توانایی» اشاره معاني به خویش است که انحصاراً در انسان موجود است.

از این رو است که انسان می تواند از حدود کنش و یا وپاسخ ساده به ومحیط در گذشته و در برابر دنیای اعیان کنش کند.

به هم پیوستگی کنش یا کنش پیوسته

سلسله کنش های اجتماعی که سازنده جوامع بشری هستند همیشه در رابطه و در برابر هم تشکیل خطوط کنش های بهم پیوسته و یا کنش پیوسته را می دهد. کنش پیوسته عبارت است از اشکال جمعی بزرگ کنش که به هیچ روی تقسیم پذیر به اجزا و یا تحویل پذیر به اشکال و یا واقعیت های اجزای تشکیل دهنده آن نیست.

کنش پیوسته به نظر بلومر  اگر چه ساخته شده از کنش های متعدد است ولی هنگامی که در نتیجه به هم پیوستگی خطوط و .سلسله کنش ها تشکیل شد دیگر واقعيتی مستقل، مجزا و برتر از یکایک اجزا دارد.

به عنوان مثال نهاد خانواده و یا فرایند ازدواج، جنگ و ... نمونه هایی از کنش پیوسته هستند که به عنوان یک واقعیت بیرونی و در معنای واقعيتی که دارای اصالت جمع هست و برای شناخت آن هیچ نیازی به رجوع به افراد نیست مورد نظر است. (ابوالحسن تنهایی ص 455). 

منابع:

- متفكران بزرگ جامعه شناسي، راب استونز، ترجمه مهرداد مير دامادي

- در آمدي بر مكاتب و نظريه هاي جامعه شناسي، دكتر حسين ابوالحسن تنهايي

- نظريه هاي جامعه شناسي، دكتر غلامعباس توسلي

- نظريه هاي جامعه شناسي ريتزر

-نظريه هاي متاخر جامعه شناسي   جلايي پور  محمدي