محاسن و معایب روش تحقیق کیفی
پژوهشگران کیفی درباره نیاز به محرز ساختن اصالت یافته هایشان توافق نظر ندارند. برخی استدلال می کنند که پژوهشگران تعابیر منحصر به فرد خود را تولید می کنند و تأیید و تکرار غیرممکن است. آنها مدعی اند که اگر به صورت حرفه ای عمل شده باشد و تبیین شده باشد که چگونه پژوهش انجام یافته است، باید به تعابیر آنها اعتماد کرد. سایر پژوهشگران کیفی استدلال کرده اند که کنشگران اجتماعی مورد نظر باید همه تعابیری را که پژوهشگر از زندگی اجتماعی آنها ارائه می دهد، تأیید کنند. به عبارت دیگر، تعبیر پژوهشگر باید تناظر نزدیک با تعابیر کنشگران اجتماعی داشته باشد. شوتز ( b1963 Schultz ) از اصل کفایت سخن می گفت که مستلزم این است که پژوهشگران اجتماعی باید بتوانند خود را در تعابیر جامعه شناسان بازشناسند. به همین ترتیب داگلاس (1971 Douglas ) اصرار داشت پژوهشگران یکپارچگی پدیده را حفظ کنند، و متدولوژیست ها از اعتبار بخشی اعضا سخن گفته اند. این نوع اعتبار، مثل همه صور اعتباربخشی، مشکلات خاص خود را دارد. با این حال تلاشی است برای نزدیک ساختن برساخته های جامعه شناختی به برساخته های اجتماعی از واقعیت (بلیکی 320:1384).
اگرچه استفاده و بكارگيري روشهاي كيفي در مقابل روشهاي كمي به سبب اعتبار و منطقي بودن آن است اما مسئله تعميم دهي موضوعي است كه برخي پژوهشگران را نسبت به آن دلسرد كرده است. مسئله تعميم در پژوهش كيفي دو جنبه دارد. نخست : نمونه گيري احتمالي در اين پژوهش ها جايي ندارد و معمول نيست. دوم داده هخاي كيفي پذيراي آن قسم تعميم كه در پژوهش كمي رواج دارد، مثل فنون آماري مبتني بر نظريه احتمالات،نيستند (بليكي 328:1384). با اين حال پژوهش هاي كيفي نيز نقاط قوت و ضعفي دارند كه ذاتي آنهاست و تلاش روانشناسان در برطرف كردن ضعف ها تاكنون بي نتيجه بوده است. در زير به اختصار برخي محدوديت ها و توانايي هاي روشهاي كيفي را ارائه مي كنيم :
نقاط قوت :
1. به علت تداخل و حضور مستقيم محقق، وي به نگرش يك فرد خودي در مورد مسئله دست مي يابد و اين به محقق اين امكان را مي دهد كه مسائل گمشده را راحت تر بيابد.
2. توصيفات كيفي مي توانند نقش مهمي را در امكان پيش بيني روابط، علت ها، تأثيرات و فرايندهاي پويا ايفا كنند.
3. محقق كيفي گوشت و خونش را درگير تحليل اجتماعي مي كند .
(2006 Hughes)
نقاط ضعف :
1. ميدان، جايگاه ها، رخدادها، شرايط و تعاملات نمي توانند همواره تكرار شوند و نه مي توانند با همان اطمينان يك پژوهش در سطح گسترده تر عموميت يابند.
2. گردآوري، تحليل و تفسير داده ها بيش از اندازه زمان بر است.
3. مسئله گمنامي و جلب اعتماد هنگام گزينش يافته ها مسائلي را بوجود مي آورد.
4. حضور محقق تأثير عميقي بر موضوعات مورد مطالعه مي گذارد (برگرفته از 2006 Hughes)